پاندورا با غرغر به صندلی تکیه داد. اگر احساسی بدتر از بی حوصلگی یا دلواپسی وجود داشت، احساس هر دوی آنها در یک زمان بود. دستش را روی گوشش گذاشت و در تلاش برای ساکت کردن وزوز آزار دهنده درون سرش، با دست دیگر به پشت جمجمه اش ضربه زد. چند دقیقه ای را صرف ضربه زدن کرد تا بالاخره صدای دراگون را از بیرون کالسکه شنید و تکان ضعیف کالسکه بخاطر بالا رفتن او از کالسکه و نشستنش کنار راننده را احساس کرد. کالسکه در طول خیابان فارینگدان به حرکت در آمد و مسیر خروج از منطقه کلرکنول را درپیش گرفت.

به محض رسیدنشان به ساختمان کوئین گیت، پاندورا از کنجکاوی نزدیک بود کنترلش را از دست بدهد. تمام خودداری اش را جمع کرد تا وقتی دراگون در کالسکه را باز کرد و پله تاشو را جلو کشید، خودش را به سمت بیرون پرتاب نکند.

نشسته باقیماند و پرسید: " به مغازه چاپخونه برگشتی؟ "  کاری دور از نزاکت بود اگر در خیابان می ایستاد و با او صحبت می کرد، اما با ورود به خانه هم هیچ فضای خصوصی ای وجود نخواهد داشت بنابراین بهترین راه همان نشستن درون کالسمه بود. " آیا با خانم اُکر صحبت کردی؟ اون مردی که در موردش گفتم رو دیدی؟ "

دراگو اقرار کرد. " به زور راهم رو به داخل مغازه باز کردم تا یه نگاهی بندازم. خانم اُکر خیلی خوشش نیومد، اما هیچکسی نبود که بتونه جلوی منو بگیره. اون مرد رو هم ندیدم. "

منتظرانه عقب ایستاد تا پاندورا کالسکه را ترک کند، اما او از جایش تکان نخورد. مطمئن بود چیزی هست که نمی گوید. در این صورت، با گابریل در موردش صحبت خواهد کرد و بعد اطلاعات دست دوم به گوش پاندورا خواهد رسید.

وقتی دارگون دوباره جلوی در قرار گرفت و نگاهی سوالی به پاندورا انداخت، او باحرارت گفت: " اگر قراره من بهت اعتماد کنم، دراگون، تو نمی تونی مسائل رو از من پنهان کنی، یا من هرگز بهت اطمینان نمی کنم. از طرف دیگه، دریغ کردن اطلاعات مهم، از من محافظت نمی کنه. درست برعکس، هرچی بیشتر بدونم، احتمال اینکه کار احمقانه ای انجام بدم کمتره. "

دراگون لحظه ای فکر کرد و کوتاه آمد. " من توی اتاق های اداری قدم زدم و به انبار رفتم. این طرف و اون طرف.... یه چیزهایی دیدم. لوله های شیشه ای و پلاستیکی، سیلندر های فلزی و آثاری از ترکیبات پودری شیمیایی. "

" اما اون چیزها برای کار چاپ معمول هستن، اینطور نیست؟ "

خطی بین ابروهای سیاهش پدیدار شد و به تایید سرتکان داد.

پاندورا پرسید: " پس چرا نگرانی؟ "

" چون اون تجهیزات برای ساخت بمب هم استفاده می شن. "